زندگی در کمپ مهاجرین دیوانبگی کابل

 

ده ها کمپ مهاجرین در کابل وجود دارد که در شرایط سخت هزاران خانواده در آنها زندگی می کنند. در اوایل این کمپ ها برای مدت موقت برای خانواده های عودت کننده ساخته شد، اما رفته رفته محل زندگی این خانواده ها برای سالها و حتی چندین دهه ادامه یافت. کمپ مهاجرین دیوانبگی در غرب کابل واقع شده است و تقریبا ۲٣٠خانواده درآن زندگی می کنند. اکثر باشندگان این کمپ مهاجرین برگشته از پاکستان و تعدادی کمی هم از ایران و بیجا شده های داخلی می باشند.

عاشق الله راننده موتر لاری است که از ۱۸ سال بدینسو برای یک عمده فروش کار می کند. او از ۱۵ سال بدینسو با چهار برادر و خواهرش در این کمپ زندگی میکند. عاشق الله ۱۶ سال قبل پدر و مادر خود را از دست داد.  او میگوید که بزرگترین پشیمانی او اینست که نمی تواند بخواند و یا هم بنویسد، وی افزود “در این کمپ زنده ماندن آسان نیست. در زمستان ما باید با برف مرگبار و زیاد مقابله کنیم و در فصل بهار هم بارش شدید ژاله سقف خانه های ما را فرو می ریزاند و در تابستان هم گرمی باعث مریضی ما می شوند. ما حتی یک مکتب ابتدائیه هم در اینجا نداریم. گاهی اوقات فکر می کنم ما تولد شده ایم تا تمام درد و رنج های جهان را تحمل کنیم.”

احمد و خانواده اش ۱٣  سال میشود که در این کمپ زندگی دارند. او از پاکستان برگشته است. قبل از اینکه با فامیل به پاکستان برود، آنها در بندر تجارتی تورخم، که ولایت جنوب شرقی ننگرهار را به خیبر پختونخوا پاکستان متصل می سازد، کار می کردند. شغل آنها انتقال اجناس بین دو مرز بود: “ما همه چیز داشتیم مثل خانه، وظیفه، پول، صحت، شادی و خوشی. اما زمانی که جنگ آغاز شد، ما به پاکستان فرار کردیم و همه چیز را از دست دادیم. زمانیکه طالبان شکست خوردند، ما دوباره به وطن برگشتیم، اما همه چیز نظر به قبل تغییر کرده بود. خانه ما ویران شده بود، اموال ما دزدیده شد و ما جای برای زندگی کردن نداشتیم. ما به این دلیل به کشور خود برگشتیم که زندگی در پاکستان خیلی دشوار بود و تنها  تعداد اندک ما توان رفتن به مکتب را داشتیم. باوجودیکه این همه سال کار کردیم، اما نتوانستیم چیزیکه از دست داده بودیم دوباره آنرا حاصل نمائیم.

با وصف اینکه ایشان زندگی طولانی را در یک منطقه نسبتاً مرکزی شهر کابل را اختیار کرده اند، اما هنوز هم در جامعه با آنها به مثل بیگانه ها رفتار می شود. از یک سو آنها مورد استقبال مردم محل قرار نمی گیرند؛ از سوی دیگر نبود توجه به وضعیت مهاجرین، فقر شدید و بیکاری آنها را از بخش جامعه به شکل کلی حذف کرده است. یکپارچه سازی آنها با مردم محلی یکی از نیازهای فوری برای آنهاست. با این حال، باید تلاش شود تا زمینه مشترک برای رفع سو تفاهم در میان مهاجرین و مردمان محل ایجاد شود که این کار می تواند نقش مؤثر برای از بین بردن فاصله ها میان این دو قشر را مساعد سازد.

07
سپتامبر
posted in داستان by

Leave a Reply