داستان

افزایش خشونت در بدخشان

افزایش خشونت در بدخشان

  طبق گزارش کمیته مستقل سازمان حقوق بشر در فیض آباد، در سال ۱۳۹۶ خورشیدی سطح خشونت علیه زنان و کودکان در ولایت بدخشان افزایش یافته است. در سال ۱۳۹۴، ۴۶ مورد از خشونت و در سال ۱۳۹۵،۵۲ مورد از خشونت به ثبت رسیده است، در حالیکه تنها در نیمه اول سال  ۱۳۹۶ خورشیدی، ۴۶ .. read more

03
اکتبر
posted in داستان by
رنج‌های بی پایان و امید دوباره به زندگی

رنج‌های بی پایان و امید دوباره به زندگی

  زندگی کردن در زیر گلوله های باران سخت ترین تجربه زندگی است که انسان تجربه میکند. داستان از آنجا شروع میشود که سحرگل همرای خوانواده اش در ولایت هلمند زندگی میکرد و مصروف زراعت و کارهای مزرعه داری بود، گرچند امکانات زندگی پایین بود، مکتب و شفاخانه که از نیازمندی های اولیه به شمار .. read more

07
سپتامبر
posted in داستان by
بی بی زهرا بعد از 40 روز با پای پیاده به پاکستان رسید

بی بی زهرا بعد از 40 روز با پای پیاده به پاکستان رسید

  دشواری های زندگی انسان  را هر روز محکم‌تر و قویتر می سازد نه تنها بی بی زهرا بلکه فامیل‌های زیادی در دوران جنگ و نا امنی کشور را ترک کرد به کشورهای همسایه مهاجر شدند. سالها با مشکلات و چالشها زندگی کردند ولی دوباره با یک دنیای از امید که در قلب داشتند، به .. read more

07
سپتامبر
posted in داستان by
زندگی در کمپ مهاجرین دیوانبگی کابل

زندگی در کمپ مهاجرین دیوانبگی کابل

  ده ها کمپ مهاجرین در کابل وجود دارد که در شرایط سخت هزاران خانواده در آنها زندگی می کنند. در اوایل این کمپ ها برای مدت موقت برای خانواده های عودت کننده ساخته شد، اما رفته رفته محل زندگی این خانواده ها برای سالها و حتی چندین دهه ادامه یافت. کمپ مهاجرین دیوانبگی در .. read more

07
سپتامبر
posted in داستان by
کاکا رحیم، پسر باهوش که در سرک ها کار میکند

کاکا رحیم، پسر باهوش که در سرک ها کار میکند

  در یکی از روزهای بهاری پسر هشت ساله ای بنام رحیم بوت پاک در داخل محوطه مطبعه دولتی شهر مزار شریف جهت جلب مشتری قدم می زد. ناگهان متوجه سر و صدای اطفال داخل محوطه می شود که سرگرم ساختن گل ها از کاغذ اند، دیدن این حالت او را متعجب و حیران می .. read more

07
سپتامبر
posted in داستان by
کابلی ها

کابلی ها

ما در حالی زندگی می کردیم که بمب ها مثل باران به ما پرتاب می شد. من زمریال در آن زمان طفل خورد سالی بودم و در یک قریه کوچک با فامیلم یکجا زندگی می کردم.در نزدیکی خانه ما یکی از قرارگاه های نیروهای امنیتی قرار داشت که همیشه مورد حمله دشمنان وطن قرار می .. read more

07
آگوست
posted in داستان by
زندگی رقت بار مهاجرت

زندگی رقت بار مهاجرت

در سال ۲۰۱۶ زمانی که دولت پاکستان تصمیم به اخراج اجباری مهاجرین افغان گرفت، خیرالله ۵۵ ساله از جمله اشخاص بود که به شکل داوطلب تصمیم برگشت به کشور خود را گرفت. خیرالله نمیخواهد بیشتر در مورد زندگی گذشته زمان مهاجرت صحبت کند، اما او میگوید که آن روزها، روزهای سیاه زندگی او بودند. او .. read more

27
جولای
posted in داستان by
بانوی شجاع

بانوی شجاع

حدیث یک ساله بود زمانیکه خانواده اش افغانستان را به سبب جنگ و نا امنی ها مانند سایر افغانها ترک نموده و در جستجوی یک مکان بهتر در خارج از کشور شدند. بعد از یک سفر طولانی در کشور ایران اقامت ورزیدند. او در ایران برزگ شده و در همانجا  مکتب را به پایان رساند. .. read more

10
جولای
posted in داستان by
اوسانه سیسانه

اوسانه سیسانه

اوسانه سیسانه میان مردم دری زبان یک اصطلاح عامیانه و فولکلوریک است. با این جمله معمولاٌ یک داستان عامیانه وفولکلوریک را آغاز میکنیم. هرچند تاریخچه و پس منظر آن دقیقاٌ معلوم نیست اما مشخصاْ در شب های سرد و طویل زمستان اطفال منتظر شنیدن افسانه یا داستان دیگر پری میبودند. بزرگان بخصوص مادر کلان ها .. read more

10
جولای
posted in داستان by
لندنی، جارچی شهر بامیان

لندنی، جارچی شهر بامیان

جارچی شهر فردیست که اعلانات عمومی  را در سرک ها به خوانش می گیرد. تاریخچه جارچی یان (خبرنگاران سیار) بر می گردد به چین قدیم زمانیکه سلطنت های آن زمان چندین تن افراد را جهت اعلام کردن اعلامیه های سلطنتی ، قیودهای شب گردی ، روز های بازار، آیین نامه های دولت شاهی، مجازات اعدام، .. read more

02
مارس
posted in داستان by